تبلیغات
وبلاگ مسئول مشاوره دانشگاه علوم پزشکی شاهرود - یادم باشد.....

وبلاگ مسئول مشاوره دانشگاه علوم پزشکی شاهرود

سه شنبه 24 آبان 1390

یادم باشد.....

نویسنده: admin   



یادم باشد
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما، دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر، و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد، پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان، بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم

 


نظرات() 
خانی
چهارشنبه 30 آذر 1390 01:32 ق.ظ
زندگی گاهی تلخه گاهی شیرین .ولی ته ته تلخی هاش شیرینی حکمت.ما موقعی حکمت هرچیز میفهمیم وموقعی لطف هرنعمت که دیگه خیلی دیر شده... وافسوس زود هم دیر میشه.
یه چیزی هست اینکه وقتی چیزایی روکه داری بخوان ازت بگیرن دودستی میچسبی و ول نمیکنی چرا چون دوستشون داری و تهش که نگاه کنی حکمتی داره هرچیز .حتی همین که من وتو الان نفس میکشیم .بیخیال همه.همه همه.خداهست کافیه... کافیه کافییییییییی.
حمیدرضا زاهدی
جمعه 27 آبان 1390 02:12 ب.ظ
آخر همه ی داستان ها که خوش نیست. داستان اگر آخرش خوش باشد باید شک کنی، شک کنی به این که نکند نقش اول و دومش با همدیگر لابی کرده اند؛ نکند نویسنده را خریده اند. داستان اگر آخرش خوش باشد میشود مثل این فیلم های آبکی ای که هر روز در تلویزیون میبینیم، ولی اگر داستان واقعی باشد، آن هم چه داستانی - داستان زندگی- آخرش دیگر خوش نیست. زندگی روزانه ی ما نیز همین است، آخر اکثر داستان هایش خوش نیست. ولی گاهی لابی میکنیم و زورکی آخرش را خوش میکنیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :